پنجشنبه 1393/03/15

شعر نا سروده من

شب است وچشم ما همی چو چشمی انتظارها .

ستاره میکند به شب یگان یگان شمارها.

زاشک شیته دامنم زآه زسوزو درد.

نشسته بسترم چنین به دامن شرار ها.

حذف گهر شود اگر به آب همتم رسد .

چوباغ ‍‍‍‍‍‍‍‍‍بر ثمر که درحلول نوبهار ها.

نوشته شده توسط جمالناصر صابری در 2:11 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1390/11/17

آفتـــاب

 

ای آفتـــاب سرکشــان بــا کهکشــان آمیختــــــی

مانند شیــــــر و انگیـــن بــــــا بندگان آمیختــــی

یا چون شراب جان فزا هر جزو را دادی طرب

یـــا همچـــو باران کـــرم با خاکـــدان آمیختـــی

یـــا همچـــو عشق جـــان فدا در لاابالی مـاردی

با عقل پر حــرص شحیح خــرده دان آمیختــــی

ای آتش فـــروان روا در آب مسکن ســاختــــی

وی نرگس عالـــی نظر با ارغـــوان آمیختـــــی

چنــدان در آتش درشدی کتش در آتـــش درزدی

چنـــدان نشان جستی که تو با بی نشـان آمیختــی

ای سر الله الصمــد ای بازگشت نیــک و بـــــــد

پهلـــو تهی کــردی زخود بــــا پهلـــوان آمیختی

جان ها بجستندت بسی بویی نبرد از تو کســـــی

آیس شدنـــد و خسته دل خود ناگهـــــان آمیختـی

از جنس نبــود حیرتی بی جنس نبــــود الفتـــــی

تو این نه ای وآن نه ای بـــــا این و آن آمیختـــی

هــــردو جهان مهمان تو بنشسته گـــرد خوان تـو

صــد گونه نعمت ریختی بـــــا مهمـــــان آمیختی

آمیختی چندانک او خــود را نم دانــــد ز تــــــو

آری کجـــا دانــد چو تو با تن چـــو جان آمیختی

پیرا جوان کردی چو تو سر سبز این گلشن شدی

تیــرا به صیدی دررسی چــون بــا کمان آمیختی

ای دولت بخت همـــه دزدیده ای رخت همــــــه

چالاک رهـــزن آمدی بـــــــا کـــاروان آمختــی

چرخ و فلک ره میــرود تا تو رهش آمــوختــی

جـــان و جهان برهم می پرد تا باجهان آمیختــی

حیرانم اندر لطف تو کاین قهر چون سر میکشــد

گـــــردن چو قصابان مگــــر با گردران آمیختی

خوبان یوسف چهره را آموختــــی عاشق کشــی

و آن خار چون عقربت را بــا گلستان آمیختــــی

این را رها کن عارفا آن را نظر کن کز صفــــا

رستی ز اجزای زمیــن با آسمـــــان آمیخـتــــی

از بام گــردون آمدی ای آب آب زنــــــدگــــــی

از بـــام ما جولان زدی با نــاودان آمیختــــــــی

شب دزد کی یابد تو را چون نیستی اندر ســــرا

بر بام چابک میـــزنی بـــا پاسبــــــان آمیختـــی

اسرا این را مو به مو بی پرده حـــرفی بگـــــو

ای آنک حـــرف و لحن را اند بیــــان آمیختــی
نوشته شده توسط جمالناصر صابری در 3:0 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1390/09/05

بدخشان

نوشته شده توسط جمالناصر صابری در 6:44 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1390/08/21

معرفی بدخشان

ولایت بدخشان

بدخشان یا بذخشان ولایتی است در شرق افغانستان و متصل بترکستان شرقی، مرکز آن امروزه فیض آباد است بدخشان یکی از قدیمی‌ترین مناطقی است که در شاهنامه فردوسی از آن یاد شده است. بدخشان همچنین در چامه‌های شاعران به کیفیت لعل خویش معروف بوده است.
 بدخشان در شمال شرقی افغانستان واقع است. در مارس ۱۸۹۵ به موجب توافقاتی که میان بریتانیا و روسیه در لندن صورت گرفت، بدخشان میان افغانستان و خان‌نشین بخارا تقسیم شد و بر پایه این توافق بدخشان کوهستانی تابع بخارا باقی ماند و سرزمین‌های جنوبی مسیر آمودریا به افغانستان (ولایت بدخشان) پیوست . لذا این ولایت میان دو امپراتوری بزرگ (روسیه تزاری و بریتانیا) به دو بخش تقسیم گردید. یک بخش این ولایت تحت نام بدخشان روسیه و بعدا منطقه خودگردان کوهستانی بدخشان شوروی با مرکزیت شهر خاروغ به روسیه تعلق گرفت، و بخش دوم با مرکزیت شهر فیض‌آباد به امارت افغانستان پیوست. روسیه و انگلیس آمودریا (جیحون) را به عنوان مرز طبیعی پذیرفته و توسط ستونهای مرزی نشانه‌گذاری شد. در سال۱۹۱۷ بعد از پیروزی انقلاب بلشویکی در روسیه بدخشان روسیه به شوروی در تشکیل جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان تعلق گرفت.
در حال حاضر بدخشان سرزمینی شامل پاره‌ای از شمال خاوری افغانستان و جنوب خاوری تاجیکستان می‌باشد. این ولایت با جمهورهای تاجیکستان، پاکستان و ولایت سینکیانگ جمهوری مردم چین دارای مرز مشترک است
جعغرافیای طبیعی :
مساحت بدخشان افغانستان ۴۷۴۰۳ کیلومتر مربع بوده و جمیعت آن بالغ بر یک میلیون و هفتصد و پنجاخ هزار نفر است، اکثریت باشندگان این ولایت را تاجیکان تشکیل داده و به زبان فارسی حرف می‌زنند.در بدخشان با زبانهای پامیری آنها تکلم می‌نمایند.مردم بدخشان دارای اصلیت آریائی بوده و از اصیلترین قبایل ساکن در افغانستان میباشند. اکثر مردم این ولایت باسواد بوده و به ارزشهای دینی خود سختگیر اند. در قرن پنجم هجری قمری ناصرخسرو شاعر مشهور، مذهب شیعه  را به آنجا برد و در تبلیغ آن کوشید. تأثیر تعالیم او هنوز در بدخشان باقی است و قبر وی بر مسیر علیای رود ککچه (از ریزابه های آمودریا) دیده میشود.

بدخشان دارای کوههای بلند و رودخانه‌های خروشان است،کوه‌های مهم این ولایت خواجه‌محمد، هزارچشمه و سفیدخرس نام دارند. بلند ترین قلهِ کوه‌های هندوکش در خاک افغانستان بنام نوشاخ در این ولایت قرار دارد.پامیر که به نام بام دنیا معروف است، در این ولایت موقیعیت دارد.
رودخانه‌های مهم آن عبارت‌اند از رود کوکچه، واخان، انجمن، وردج، تگاب، تنگی شیوا، پامیر، جرم، چاهیل در سرغیلان، آغرده در غارسپان، غوری‌سنگ، درواز، راغ.ولایت بدخشان ۵۳ فیصد منابع آبی افغانستان را داراست. دریاچه (در فارسی افغانستان جهیل)‌های آن شیوا، زرقل و چقمقین نام دارند.

فراورده‌های عمده این ولایت گندم، جو، جودر ( گندم سیاه )، جواری ( ذرت )، و ارزن است، از جمله میوه‌های این ولایت توت و چارمغز ( گردو )، زردآلو، آلوبالو و سیب آن مشهور است.سیب بهارک و چارمغز سرغیلان درین ولایت از شهرت خوبی برخوردار است.

بدخشان به داشتن معادن لعل، لاجورد و طلای خویش دارای شهرت است. لعل، بدخشان یا بدخشی در قرون وسطی در سرتاسر عالم اسلام شهرت داشت. غیر از لعل یاقوت و لاجورد و سنگ بلور و سنگ پازهران نیز از آن بدست می آورده اند. ابن حوقل جغرافی نویس قرن چهارم آرد: از بدخشان بیجادهٔ خوب و سنگهای قیمتی که در زیبایی و رونق به یاقوت می ماند بدست می آید. این سنگها به رنگهای گلی و رمانی ( اناری) وسرخ (احمر قانی) و شرابی است و آن اصل لاجورد است.

عمده ترین مخزنهای طبیعی آن، در یمگان لاجورد به حجم سه صدکیلومتر طول و ۴۷ کیلومتر عرض، و معدن لعل در سرغیلان که از آن به علت عدم مشخص بودن محل آن استفاده صورت نمیگیرد، میباشد. در نتیجه بررسیهای که اخیراً در مورد نفت در افغانستان صورت گرفته‌است، این ولایت را دارای ذخایر بزرگی نفتی تثبیت نموده‌اند.
در بدخشان معادن آهن و مس نیز وجود دارد. کانهای آن در شغنان بر ساحل راست آمودریا و در خارج بدخشان بمعنی اخص است.
از اماکن تاریخی آن می‌توان از ویرانه‌های بهارک ( که در حاشیه شهر تاریخی بهارستان و لان شی آباد شده‌است)، اشکاشم و توپخانه زیباک و مقبره ناصر خسرو نام برد.

بزرگان بدخشان:

بدخشان از جمله ولایات افغانستان است که بیشترین قشر تحصیل کرده را در طول تاریخ داشته است. شخصیت های نامور دانش، امثال، مرزا عبدالقادر بیدل، ابوالحسن البدخش، مولانا شاه جی بدخشی، مولانا عبدالله بدخشی، جمشید خان شعله، مولانا غیاثی، صائب راغی، مصرع راغی، مولانا زیرک درایمی، و صدها دانشمند و فرهیختهء علوم اسلامی دیگر در گذشته و حال از بدخشان هستند. شخصیت های سیاسی بدخشان؛ شاه ولی خان دروازی مشاور و جانشین امان الله خان، طاهر بدخشی، استاد برهان الدین ربانی رهبر جهاد و دیگر سیاستمداران بدخشان قابل ذکر اند. بدخشان امروز هم دارای بزرگترین شخصیت های علمی، سیاسی، نویسندگان، مولفان و شاعران است که می توان از جمله از اشخاص ذیل نام برد: استاد نعمت الله شهرانی، استاد محمد موسی توانا، استاد بیان، داکتر قاری محمد ایاز، استاد محمد نظیف شهرانی، استاد محمد میرویس غیاثی، قاضی عبدالحق عتید، استاد عبدالباری ابراهیمی، استاد داد محمد خاشی، و دیگران...
بدخشان در شعر و ادبیات در طول تاریخ و حتی امروز سر آمد روزگار است. مولانا نائل کشمی، عبدالودود نائل لاجوردین شهری، سودا، یزدان یار، واصل لطیفی، غفران بدخشی، داکتر صبغت الله خاکساری، و... از جمله شعرای معاصر هستند و صدها شاعر دیگر... یگانه طنز نویسی مشهور افغانستان «نجیب الله دهزاد» از بدخشان است. در طول هشت دهه آخر همهء قوانین اساسی افغانستان در چند دوره، تحت اشراف یک بدخشی تدوین شده است؛ شاه محمد ولی خان دروازی، عبدالله یفتلی، نعمت الله شهرانی و... بزرگترین متن روحانی تصوفی «مکتوبات امام ربانی مجدد الف الثانی» توسط دو نفر علمای بدخشان به رشتهء تحریر در آمده است. بدخشان؛ در همهء متون ادبی جهان و بویژه فارسی کهن، نسبت شهرت لعلش جایگاه ویژه داشته است و ادیبان و شعرا آن را در پهلوی عقیق یمن مثال زده اند.

ولسوالی شهدا یکی از ولسوالیهای معروف ولایت بدخشان افغانستان می‌باشد. این ولسوالی در سال ۱۹۹۴ در زمان زمامداری پروفیسور برهان الدین ربانی، رئیس جمهور اسبق افغانستان از ولسوالی بهارک این ولایت جدا و منحیث یک واحد اداری مستقل عرض اندام نمود. اولین ولسوال شهدا آقای سیدکبیر احمد متوکل، معروف به ملا سیدکبیر متوکل که از جمله شعرای نامور محل نیز می‌باشد، بوده و به مدت چندین سال افای وظیفه نموده‌است.
این ولسوالی متشکل از دو منطقه بنام زردیب و سرغیلان تشکیل یافته که در میان دو کوه کشیده از سلسله کوهای هندوکش شرقی اخذ موقیعت نموده‌است. مردم محل همه به زبان دری-فارسی صحبت نموده از لحاظ تباری تاجک و مسلمان میباشند. بافت قبیله ئی این محل بسیار محکم بوده و در حقیقت همه مروبوط به یک خانواده وسیع میباشند. ولسوالی شهدا از سرسبزترین منطقه در ولایت بدخشان بوده که دارای درختان سرکشیده از چارمغز، توت، بادام، سیب و انواع میوه جات می‌باشد که بیشتر فراورده‌های صنعت باغداری آن از اقلام تجارتی و صادراتی خوبی افغانستان محسوب می‌گردد.
مردم این ولسوالی بیشتر به شغل کشاورزی و دامداری سروکار داشته و تجارتهای کوچک (Small Business) درین منطقه در حال شکل گیری است. این محل در مدت وجود خود بحیث یک محل قابل سکونت، توانسته‌است افراد نخبه خوبی به جامعه تقدیم نماید که درین میان شعرا، روشنفکران و دانشمندان ورزیده داشته‌است. عبد القدیر فطرت (رئیس کل بانک مرکزی افغانستان در دو دوره جریان نقلاب و دوران بعد از نقلاب) و علام الدین (سفیر کبیر افغانستان در ازبکستان و سایر کشورها) و همچنان دیگر افراد نخبه و روشنفکر داشته‌است.
از شعرای معروف آن می‌توان متوکل، غلام حیدرخان وغیره را نام برد. دریای که درین ولسوالی جاری است، از معاونین عمده دریای کوکچه بشمار رفته و آب زلال آن درتمام این ولایت زبانزد همه‌است. مالی شرین و بدون استخوان آن کاملاً استثنائی بوده و محل تفریحگاه برای سیاحان می‌باشد.

ولسوالی فیض‌آباد مرکز ولایت بدخشان افغانستان است.
فیض آباد سرزمینی بولایتی و تاریخی، مستور از ناهمواری ها، دورافتاده و صعب العبور است. این شهر در بخشی از دره کوکجه قرار دارد.
به دستور امیر ازبک در سال ۱۸۲۷ میلادی شهر کندوز با خاک یکسان شد بطوری که تا مدتی «جُرْم» مرکز ولایت بدخشان بود. در سال ۳۹/۱۸۳۸ میلادی بازسازی فیض آباد شروع شد و مرکز تجارت در سرتاسر بدخشان گردید. از جای های تاریخی می‌توان به مجسمه‌هایی که در ماه قبل به کابل آورده شده اشاره کرد.
 به این علت فیض‌آباد میگویند که مدتی چند خرقه مبارک در این شهر بود که حالا در شهرقندهار است.

 

 


 

 

 

 


شهر فیض آباد

 

 


نمایی از ولایت بدخشان در شمال شرق افغانستان

نوشته شده توسط جمالناصر صابری در 6:25 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •